برگشت به زندگی بعد از طلاق (جدا شدم، حال روحیم خوب نیست. چیکار کنم؟)
طلاق و جدایی، همانند ازدواج یا بسیاری از اتفاقات دیگر، زندگی هر فرد را تغییر میدهد. خانه افراد تغییر میکند، افراد مدتی تنها میمانند و مجبور میشوند همه کارها را خودشان انجام بدهند. اگر بچه داشته باشید، شاید مجبور شوید برخی از روزها را بدون آنها سپری کنید. همانطور که شروع میکنید به تطبیق یافتن با شکل جدید زندگیتان، ممکن است افکار و احساسات متفاوتی را تجربه کنید، مثل غم، خشم، ناامیدی و احساس گناه. به بیان ساده، طلاق میتواند زندگی شما را به آشوب بکشاند اما این هرگز به معنای پایان یافتن زندگی شما نیست، بلکه نشانه شروع جدید است! در این مقاله به شما کمک میکنیم که بتوانید خودتان را بعد از جدایی بازسازی کنید و به حال خوب برگردید اما شرطش این است که خودتان هم بخواهید و تلاش کنید.

چطور بعد از طلاق، به حال خوب برگردم؟
پذیرش را تمرین کنید
اگر شما هم جزو افرادی هستید که قبل از طلاق فکر میکردید ازدواجتان هرگز بهم نخواهد خورد، طلاق ممکن است برایتان یک شوک بزرگ باشد. کاملا طبیعی است اگر از جدایی پشیمان هستید، فکر میکنید ای کاش همه چیز به گونه دیگری رقم میخورد و یا فکر میکنید که آیا میتوانستید کاری کنید که این اتفاق نیفتد؟! همچنین ممکن است سردرگم باشید و جداییتان را انکار کنید. اما علی رغم این احساسات که کاملا معتبر و طبیعی هستند، یک حقیقت وجود دارد، اینکه «ازدواج شما به پایان رسیده است!» جدا نشدن از گذشته، میتواند مانع درمان شدن شما شود. بنابراین سعی کنید به آرامی، مسیر افکارتان را تغییر دهید. به خودتان یادآوری کنید که:
- «طلاق اتفاق افتاد و این موضوع تغییری نخواهد کرد»
- «زندگی ممکن است آن طور که من برنامهریزی کردهام پیش نرود اما هنوز هم میتوانم به آرامش و رضایت برسم»
پذیرش معمولا یک شبه اتفاق نمیافتد، پس اگر به زمان نیاز دارید، نگران نباشید. آنچه که مهم است این است که وقتی با این موضوع کنار آمدید، با خودتان مهربانانه رفتار کنید.
به احساسات خود فضا بدهید

بلافاصله یا مدتی بعد از طلاق، ممکن است احساسات زیر را تجربه کنید:
- درد
- اندوه
- ترس
- شک و تردید نسبت به خودتان و آیندهتان
- احساس تحقیر شدن
- خشم
- از دست دادن یک چیز ارزشمند
- پشیمانی
- عذاب وجدان
- تنهایی
- اضطراب
- افسردگی
این احساسات میتواند منجر به درگیری درونی شود. این احساسات همگی معتبر هستند و نگران نباشید، با گذر زمان، شدت این احساسات کم میشود. در این شرایط، تمرینات زیر به آرامش بیشتر شما کمک میکنند:
- تمرینات مدیتیشن و مراقبه ذهنی: اگر این تمرینات را هر روز انجام دهید، تاثیرات مثبتش را به زودی خواهید دید.
- خودتان را با فعالیتهای جدیدی که دوست دارید انجام بدهید، سرگرم کنید.
یک برنامه فرزندپروری مشترک ایجاد کنید
این قسمت برای افرادی است که فرزند دارند و طلاق گرفتهاند. شواهد حاکی از این است که زوجینی که از سبک فرزندپروری مشترک و درستی استفاده میکنند و در تربیت فرزندان خود حتی بعد از طلاق با هم همکاری خوبی دارند، فرزندانشان بهتر و سالمتر بزرگ میشوند. پس در حد توان، این همکاری را با همسر سابقتان داشته باشید. میتوانید با او درباره تربیت فرزندانتان گفتگو کنید و با هم به نتیجه برسید.
در این برنامه مشترک، روی آن چیزهایی تمرکز کنید که برای فرزندتان بهتر است و نه اینکه چه کسی از شما برنده میشود و حرفش به کرسی مینشیند! اینجا ما جنگی با همسر سابقتان نداریم بلکه باید تلاش کنیم فرزندتان سالم بزرگ شود. اگر همسر سابقتان فردی ناسالم و ناسازگار است و نمیتوانید با او به نتیجه مشترک برسید، در این صورت توصیه میکنیم برای بهتر تربیت شدن بچهها، از روانشناس متخصص کودک و نوجوان کمک بگیرید.
برای بهتر بزرگ شدن فرزندان، نکات زیر را رعایت کنید:
- برنامه زمانی تعیین کنید تا هم شما و هم همسر سابقتان بتوانید به اندازه کافی با بچهها وقت بگذرانید.
- برای زمان خواب، زمان بازی کردن و یا بیرون رفتن بچهها با همسر سابقتان توافق داشته باشید و هر دوتان از یک سبک رفتاری در این زمینهها استفاده کنید تا بچهها دچار دوگانگی نشوند.
- با همسر سابقتان صحبت کنید و تعیین کنید که اگر بچهها قوانین را شکستند، چگونه میخواهید با آنها برخورد کنید. بهتر است شیوه رفتاری هر دوتان از یک نوع باشد.
- درباره همسر سابقتان پیش بچهها با احترام صحبت کنید و آنها را در جریان اختلافاتتان قرار ندهید. یادتان باشد، درست است که شاید شما حتی از همسر سابقتان متنفر باشید اما او همچنان مادر یا پدر بچه شما است و احترامش از این نظر واجب است.
- درباره طلاق با بچهها صحبت کنید و بگویید:«عزیزم من و مادرت/پدرت دیگه قراره از هم جدا زندگی کنیم اما تو با هر دومون در ارتباط خواهی بود. هر وقت خواستی میتونی خودت هم با من تماس بگیری.»
آرامش خود را حفظ کنید و قاطعانه ارتباط برقرار کردن را تمرین کنید
میدانیم که احساسات منفی را تجربه میکنید به خصوص وقتی به هر دلیلی پیش همسر سابقتان هستید اما بهتر است به خصوص وقتی در کنار هم هستید، احساساتتان را مدیریت کنید. منظور از مدیریت کردن احساسات، کنار گذاشتن یا انکار کردن آنها نیست. منظور این است که تلاش کنید آرامش خود را حفظ کنید. نکات زیر را رعایت کنید:
- برای ارتباطتان حد و حدود تعیین کنید. با هم به توافق برسید که هر چند وقت یک بار و برای چه کارهایی حق دارید با هم تماس بگیرید. حتی اگر دوست ندارید صدای یکدیگر را بشنوید، میتوانید توافق کنید که به یکدیگر پیام بدهید یا ایمیل بفرستید.
- از فحاشی، توهین و بی احترامی کردن شدیدا خودداری کنید. قبل از صحبت کردن، مطمئن شوید که هر دوتان آمادگیاش را دارید و نسبتا آرام هستید.
به سراغ عزیزانتان بروید

مراجعه به سیستم پشیتبانی خود برای عوض کردن حال و هوایتان و یا حتی برای حرف زدن و تخلیه شدن، میتواند ایده بسیار خوب و حتی امری ضروری باشد. این سیستم پشتیبانی میتواند، والدین، سایر اعضای خانواده، دوستان صمیمی و یا حتی یک روانشناس باشد. فقط این نکته را رعایت کنید که احساساتتان را با فردی در میان نگذارید که شما را درک نمیکند، بلکه با حرفهای اشتباه یا با سرزنش کردن شما، حالتان را بدتر میکند. فقط با عزیزانی معاشرت کنید که برای احساساتتان ارزش قائل هستید و شفقت و مهربانی را ارائه میدهند.
دایره دوستانتان را گسترش بدهید
ایجاد پیوندها و ارتباطات جدید، به بهبود حال شما کمک زیادی میکند. حتی اگر قبل از ازدواج دوستان زیادی داشتید اما بعد از ازدواج به دلایلی با آنها قطع رابطه کردید، اکنون میتوانید مجدد با آنها تماس بگیرید و این بار ارتباطتان را قویتر از قبل کنید. اگر هم میخواهید دوستان جدیدی پیدا کنید، به نکات زیر توجه کنید:
- در گروههای اجتماعی داوطلب شوید که کاری را انجام بدهید مثل آشپری کردن، مددکاری یا هر کار خیر دیگری.
- یک همکار یا دوست را به قرار آخر هفته دعوت کنید و با هم قهوه بنوشید یا حتی شام میل کنید.
- در یک کلاس ثبت نام کنید. کلاسی که فعالیت آن را دوست دارید مثل موسیقی، هنر، زبان، شپری یا هر چیز دیگری.
دوباره با خودتان ارتباط برقرار کنید
حتی اگر همیشه فکر میکردید که خودتان را به خوبی میشناسید، شاید بعد از طلاق احساس کنید اصلا این طور نیست و اتفاقا با خودتان غریبه هستید. حتی ممکن است برخی از علایق شما تغییر کرده باشند، مثلا شاید قبلا ورزش کردن در باشگاه را دوست داشتید اما حالا ترجیح میدهید به تنهایی پیادهروی کنید. این طبیعی است! حالا سعی کنید علایق کنونی خودتان را بشناسید و با خودِ جدیدتان ارتباط برقرار کنید. نیازهای کلیدی خود را شناسایی کنید و به دنبال روشهایی باشید که بتوانید از طریق آنها نیازهایتان را به شکل سالم برآورده کنید.
از سرزنش کردن خود بپرهیزید
هر ارتباطی که خراب میشود، هر دوتان در خراب شدن آن سهم داشتید. نمیتوان گفت که فقط تقصیر شما است یا فقط تقصیر همسرتان است. پس دست از سرزنش کردن خود با همسر سابقتان بردارید! اگر سعی کنید دیدگاه واقعبینانهای داشته باشید، میتوانید به خودتان کمک کنید که احساسات منفیتان کاهش پیدا کنند.
برای آیندهتان برنامهریزی کنید
طلاق گرفتن میتواند باعث بهم خوردن شغل، وضع مالی و… شود. برای هر کدام از این موارد بهتر است هر چه زودتر برنامهریزی کنید. میتوانید با جواب دادن به سوالات زیر، این کار را انجام بدهید:
- بعد از طلاق کجا میخواهید زندگی کنید؟ اگر قرار است مستقل شوید، به دنبال خانه مناسب بگردید.
- اگر شاغل نبودید، حال میخواهید چه شغلی را انتخاب کنید؟ بهتر است شغلی را انتخاب کنید که مهارتش را دارید تا زودتر به نتیجه برسید. بعد از اینکه کمی در آن پیشرفت کردید، میتوانید سراغ شغلهای بهتر نیز بروید.
- چقدر از پولتان را میخواهید پسانداز کنید و چقدر را میخواهید خرج کنید؟
- اگر میخواهید تحصیل کنید، به فکر رشته تحصیلی مورد نظر و مکان تحصیل خود باشید.
- چه سرگرمیهایی میخواهید داشته باشید؟ آنها را شروع کنید.
از روانشناس کمک بگیرید

اگر میبینید مدت زمانی است از همسرتان جدا شدید اما حالتان هنوز خوب نشده بلکه اوضاع در حال بدتر شدن است، حتما از روانشناس کمک بگیرید. روانشناس به شما کمک میکند درست فکر کنید و بتوانید رفتار و احساسات درستی را تجربه کنید. همچنان صحبت کردن با یک روانشناس، به شما کمک میکند تخلیه هیجانی اتفاق بیفتد. اگر علائم زیر را تجربه میکنید، مراجعه کردنتان به روانشناس از سایر افراد ضروریتر خواهد بود:
- در انجام کارهای روزمره خود دچار مشکل و عدم تمرکز شدید.
- در رسیدگی کردن به خودتان دچار مشکل شدید یعنی دیگر غذا نمیخورید، نمیخوابید یا حتی حمام کردن هم برایتان سخت شده است و یا ممکن است برعکس، دچار پرخوری یا پرخوابی شده باشید، فرقی نمیکند.
- از عزیزانتان دوری میکنید و دوست دارید مدام تنها باشید.
سخن پایانی
طلاق، پایان یک فصل از زندگی شما است و نه پایان تمام زندگی شما! همان طور که بستن یک کتاب به شما این اجازه را میدهد که به کتابهای بهتری دسترسی داشته باشید، تمام شدن یک ازدواج هم به معنای تجربه کردن چیزهای جدید و بهتر است. وقت گذاشتن برای بهبودیتان، به شما کمک میکند مسیر روشن پیش رویتان را بهتر ببینید و بتوانید این دفعه با انتخابی درست، آینده بهتری برای خودتان بسازید.
