غلبه بر ناامیدی

از همه جا بریدم و ناامیدم (غلبه بر احساس یاس و ناامیدی)

زمان مطالعه: 9 دقیقه

چگونه با ناامیدی کنار بیاییم؟ ناامیدی چیست؟ دلایل ناامیدی چیست؟ آیا احساس ناامیدی برای شما خوب است؟ چه زمانی به دنبال کمک مشاور باید باشید؟ همه ما وقتی چیزی طبق برنامه پیش نمی‌رود، امواج ناامیدی را احساس کرده‌ایم. یادگیری نحوه مقابله با ناامیدی، تنها بخشی از زندگی است. انعطاف‌پذیری به ما کمک می‌کند بر این لحظات چالش‌برانگیز غلبه کنیم و قدرت حرکت را پیدا کنیم. ادامه مقاله را بخوانید تا در مورد اینکه ناامیدی چیست و گام‌هایی که می‌توانید برای غلبه بر زمان‌های دشوار زندگی بردارید، بیاموزید.

ناامیدی چیست؟

 ابتدا بیایید به تعریف ناامیدی نگاه کنیم. ناامیدی یعنی احساس ناراحتی به این دلیل که کسی یا چیزی آن طور که انتظار داشتید خوب نبوده. وقتی به دلیل برآورده نشدن امیدها و  انتظارات‌مان احساس ناراحتی می‌کنیم، احساس غم و اندوه یا ناامیدی را تجربه می‌کنیم. اما این به طور کلی چه ارتباطی با احساسات ما دارد؟ ممکن است از قبل در مورد 6 احساس اساسی انسان بدانید: شادی، خشم، غم، ترس، تعجب و انزجار. در دهه 1980، رابرت پالچیک نظریه «چرخ احساسات» خود را ارائه کرد. بعدها او این دو احساس دیگر را اضافه کرد و 8 احساس اساسی را ارائه کرد. چرخ احساسات او شامل این موارد است: شادی، ترس، غمگینی، انزجار، خشم، پیشبینی خشم، انزجار و غمگینی، تعجب، ترس از اعتماد کردن و لذت. ناامیدی، یکی از این شاخه‌ها است. احساس پیچیده‌ای که از غم و اندوه سرچشمه می‌گیرد. این تجربه ذهنی، تلخ است.

دلایل ناامیدی چیست؟

ناامیدی

ناامیدی، مانند بسیاری از احساسات دیگر ریشه‌های تکاملی دارد. به عبارت دیگر، ما برای بقا و رشد به این احساسات پیچیده نیاز داریم. سه دلیل اصلی ناامیدی وجود دارد:

  • این تجربه منحصر به فرد ناامیدی زمانی اتفاق می‌افتد که ما آن قدر روی دستیابی به اهداف خود متمرکز شده‌ایم که از این روند صرف نظر می‌کنیم. ما بیش از حد خود را گسترش می‌دهیم و هر روز با ناراحتی زندگی می‌کنیم.
  • دلیل دوم ناامیدی ناشی از انتظاراتی است که ما از عوامل خارجی مثل سایر افراد و موقعیت‌ها داریم. وقتی یک انتظار، با شرایط واقعی مطابقت ندارد، ما نمی‌خواهیم آنچه اتفاق افتاده را بپذیریم و اگر در مورد یک موقعیت یا نتیجه‌ای، انتظارات زیادی داشته باشیم، ناامیدی شدیدتری را تجربه می‌کنیم.
  • سومین منبع ناامیدی ناشی از تجربیات ما در دوران کودکی است. ممکن است در دوران کودکی خود یک رویداد آسیب‌زا مثل از دست دادن فرد یا چیز مهم یا ناامیدی از چیز دیگری را تجربه کرده باشید. از این رو، روان شما معمولا نتیجه منفی در مورد شرایط می‌گیرد یعنی بدبین است و همه چیز را سیاه و تاریک می‌بیند. مثبت‌اندیشی عادتی نیست که با آن به صورت مادرزادی آشنا باشید. وقتی بزرگ می‌شوید و در دنیای بزرگسالی با ناامیدی مواجه می‌شوید، ذهن شما به طور خودکار تجربه قبلی از دست دادن و ناامیدی را تکرار می‌کند و اتفاق فعلی را به شکل فاجعه‌باری نشان می‌دهد. اما این یک ارزیابی عینی از شرایط نیست یعنی واقعی نیست بلکه یک تجربه ذهنی است.

دلسردی که تجربه می‌کنید، می‌تواند به سرعت به یک پله و راه برای رشد و پیشرفت تبدیل شود، مگر اینکه یاد بگیرید چگونه با آن کنار بیایید. اگر می‌خواهید یک رهبر و یا فرد تاثیرگذار باشید، یا حتی فقط زندگی را با رضایت و شادی دنبال کنید، باید یاد بگیرید که احساسات خود را تنظیم و مدیریت کنید.

راه‌های مقابله با ناامیدی


 دانستن علت ناامیدی، گام اول برای مقابله با این احساس تلخ است. پس ابتدا علت آن را طبق بخش قبلی پیدا کنید. در اینجا راهنمای 5 مرحله‌ای ما برای نحوه برخورد با ناامیدی آورده شده است:

  • ناامیدی را احساس کنید و از آن فرار نکنید.
  • دیدگاه و نگرشی که نسبت به آن مشکل یا موقعیت دارید را تغییر دهید.
  • توانایی‌ها و نقاط قوت‌تان را بشناسید.
  • خودتان را بپذیرید.
  • بدبین نباشید، واقع‌بین باشید.

 حالا بیایید کمی عمیق‌تر به هر یک از اینها بپردازیم:

ناامیدی را احساس کنید و از آن فرار نکنید

خانم ناامید در حال گریه کردن

خواه ناامیدی باشد یا عصبانیت، باید آن را احساس کرده و رها کنید. یک راه سالم برای دستیابی به سلامت عاطفی این است که به دوستان، خانواده یا حتی یک درمانگر اعتماد کنید که به شما در این مسیر کمک کنند. شما همچنین می‌توانید این نوع احساسات سخت را به یک خروجی خلاق هدایت کنید. سعی کنید احساسات منفی را برای تخلیه شدن، در یک دفتر بنویسید یا کاری فیزیکی مانند دویدن طولانی انجام دهید تا حس منفی‌تان تخلیه شود. نکته این است که احساسات خود را تنظیم کنید. تحقیقات نشان داده است که سرکوب عاطفی می‌تواند مانع رشد شخصی ما شود. بدون توانایی ابراز فعالانه و درست احساسات، در سازگاری با موقعیت‌های جدید و ناآشنا مشکل خواهید داشت.

دیدگاه‌تان را تغییر دهید

وقتی اشتباهی می‌کنید یا مشکلی پیش می‌آید، ممکن است آن مشکل را یک فاجعه تلقی کنید یا خیلی راحت احساس کنید که پایان دنیا است! این دیدگاه مخرب، شما را ناامیدتر می‌کند. باید تلاش کنید مشکلات را همانطور که هستند ببینید و نه اینکه از کاه، کوه بسازید.

توانایی‌ها و نقاط قوت‌تان را بشناسید

 مشکل احساساتی مانند ناامیدی این است که می‌تواند تصورات ما را از خودمان کاملا از مسیر درست خارج کند. در این شرایط به توانایی‌های خود شک می‌کنیم و احساس می‌کنیم که یک شیاد یا آدم بدی هستیم. زمانی که ناامیدی‌های زیادی روی هم انباشته می‌شوند، احساس ما از خود می‌تواند منفی‌تر شود. به همین دلیل است که قبل از شروع مسیر رسیدن به هر هدفی، بسیار مهم است که ارزش‌ها و نقاط قوت خود را بشناسید. در این مسیر، تست‌های شخصیت‌شناسی هم می‌توانند به شما کمک کنند.

خودتان را بپذیرید

عاشق خودت باش

خودتان را همینطور که هستید بپذیرید، جمله کلیشه‌ای است اما برداشت‌های متفاوتی از آن می‌شود. برخی از افراد فکر می‌کنند این جمله به معنی این است که نقاط قوت و ضعف خودم را بپذیرم و دیگر کاری برای اصلاح و حل نقاط ضعف خودم انجام ندم در صورتی که این کاملا اشتباه است. خودتان را بپذیرید یعنی بپذیرم که مثل هر انسان دیگری، شخصیت، توانایی‌ها، استعدادها، موفقیت‌ها، شکست‌ها، نقاط قوت و ضعف دارم ولی همواره برای رشد شخصیتی بیشتر هم تلاش می‌کنم.

بدبین نباشید، واقع‌بین باشید

بدترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که در مورد تجربیات منفی زیاد فکر کنید. فکر کنید که آیا احساس ناامیدی برای شما خوب است؟ نه! ناامیدی به عنوان یک احساس کمتر مفید است. ناامیدی این موضوع را به شما نشان می‌دهد که زمان آن رسیده است که به دنبال راهی متفاوت برای رسیدن به خواسته خود باشید. اگر این موضوع را تمرین کنید که به اتفاقات و اطراف‌تان طور دیگری نگاه کنید، قطعا در این زمینه موفق خواهید شد.

پیام‌هایی که احساس ناامیدی برای شما دارد


شما به چیزی علاقه دارید

وقتی درباره موضوعی احساس ناامیدی دارید، شاید دلیلش این است که این موضوع برای شما خوشایند نیست یا این موضوع، مورد علاقه شما نیست. مثلا اگر می‌خواهید پزشکی قبول شوید و دو بار کنکور می‌دهید و قبول نمی‌شوید، این ناامیدی شاید این پیام را به شما می‌دهد که شما به رشته پزشکی علاقه قلبی ندارید، بلکه شاید به خاطر اصرارهای والدین یا مسائل دیگر است که می‌خواهید وارد این رشته شوید. چون کسی که به چیزی واقعا علاقه داشته باشد، 1000 بار هم که شکست بخورد، همچنان این مسیر را ادامه می‌دهد تا موفق شود.

فرصتی برای رشد

 با طرز فکر صحیح، می‌توانید از طریق ناامیدی‌ها رشد کنید، تا زمانی که متعهد شوید که دوباره باید بلند شوید و دوباره تلاش کنید. مهم نیست که فکر می‌کردید لیاقتش را داشتید یا نه، آنچه اتفاق افتاد همان چیزی است که باید رخ می‌داد. بنابراین، از این ناامیدی می‌توانید شروع به هماهنگ کردن انتظارات خود با واقعیت کنید. شما همچنین می‌توانید تصمیمات خود را طوری تنظیم کنید که دوباره از رخ دادن این نوع خاص ناامیدی جلوگیری کنید.

ناامیدی می‌تواند شما را قوی‌تر کند

 ناامیدی که از آسیب‌های دوران کودکی ناشی می‌شود، می‌تواند ناتوان‌کننده باشد. این احساس می‌تواند باعث شود که حس کنیم نمی‌توانیم چیزهای جدید را امتحان کنیم زیرا ممکن است شکست بخوریم. اما داشتن توانایی در نحوه مدیریت ناامیدی نیز می‌تواند نقطه شروع قوی‌تر و انعطاف‌پذیرتری باشد. محققان می‌گویند مزایای مشکلات و شکست‌ها عبارت‌اند از:

  • استحکام ذهنی بیشتر
  • افزایش هوش هیجانی
  • تفکر شفاف‌تر درباره یک موضع
  • قوی‌تر شدن در تفکر واقع‌بینانه و نه منفی

بدانید چه زمانی به دنبال کمک باشید

مراجعه کردن به روانشناس

گاهی اوقات برای غلبه بر احساس ناامیدی به کمک نیاز دارید. شما می‌توانید یک شبکه پشتیبانی فوق‌العاده داشته باشید که کافی نیست چون این افراد روانشناس و متخصص نیستند و حتی گاهی به جای کمک واقعی، حال شما را بدتر می‌کنند. وقتی این اتفاق می‌افتد، باید به دنبال یک کمک حرفه‌ای از طریق روانشناس باشید. یک متخصص سلامت روان با شما در مورد احساسات‌تان صحبت می‌کند و به شما کمک می‌کند تا یاد بگیرید که چگونه آنها را مدیریت کنید. آنها به شما راهبردهای مقابله‌ای را آموزش می‌دهند که به شما کمک می‌کند تا احساس خود را درک کنید و اتفاقات را در چشم‌انداز درستی قراردهید.

برخی از نشانه‌ها که به شما می‌گویند به کمک حرفه‌ای نیاز دارید، عبارت‌اند از:

  • طغیان‌های عاطفی
  • احساس بی‌حسی و لذت نبردن از چیزی
  • واکنش بیش از حد به رویدادهای جزئی
  • شما نمی‌توانید بر روی چیزی غیر از احساس ناامیدی خود تمرکز کنید
  • بی‌انگیزه شدید
  • روابط شما مختل شده‌اند
  • خواب یا خوردن شما مختل شده
  • سلامت جسمانی شما هم به خطر افتاده است
  • نسبت به آینده بدبین شده‌اید

آنچه را که روی آن کنترل ندارید، بپذیرید

در سمینار استاد وفایی که یکی از اساتید بزرگ در زمینه آموزش فلسفه زندگی و تکنیک‌های خوددرمانی هستند، بیان کردند که ما در این جهان دو حلقه نگرانی داریم. حلقه‌ای که روی آن کنترل داریم و آن را حلقه درونی می‌نامیم و حلقه بیرونی که خارج از کنترل و تصرف ما است. حلقه بیرونی را باید پذیرفت و حلقه درونی را با برنامه‌ریزی و اقدام و تلاش کنترل کرد. خیلی‌ها را دیده‌ام که به خاطر مسائل سیاسی و اقتصادی حاکم بر کشور ناامیدند و همیشه شکایت دارند. چرا آنان ناامید شده‌اند؟ زیرا آنان بر چیزهایی تمرکز کرده‌اند که در به وجود آمدن آن هیچ نقشی ندارند، اگر هم نقش دارند، بر آن کنترل کامل ندارند و در آن امید ندارند. این همان حلقه بیرونی است.

در هر بحران و وضعیت بد، فرصتی وجود دارد

 در هر اتفاق بدی که برای انسان می‌افتد، بسته به اینکه خود را برای تغییر اوضاع توانمند بداند یا خیر، فرصت تغییر وجود دارد. اگر مثلا من مهم‌ترین فرد زندگی‌ام را از دست داده‌ام که برایم بزرگ‌ترین حمایت‌کننده و ارزشمندترین شخص بوده است و الآن بدون وجود او حاضر به زندگی کردن نیستم، باید بدانم که نه، او الآن در این دنیا نیست ولی همه از آن فرد عزیز در زندگی شما، خشنود هستند و نام او به نیکی سر زبان‌ها یاد می‌شود. این خاطره خوب از او، شما را حدودا راضی می‌کند تا با دید دیگری به نبود او نگاه کنید.

قدر داشته‌هایتان را با شکرگذاری بدانید

معجزه شکرگزاری

تشکر از خداوند به خاطر داشته‌ها، چیزی است که تمامی افراد موفق و بزرگان و پیشوایان دین بر آن تاکیید کردند. می‌توانید این تمرین را روزانه انجام دهید. از قدیم گفته‌اند، شکر نعمت، نعمتت افزون کند.

نقاط ضعف و قوت خود را بنویسید

برای تقویت توانایی‌هایتان که نقطه قوت شما هستند، یک اقدام کوچک و برای برطرف کردن نقاط ضعف یک اقدامک انجام دهید، حتی اگر برای یک دقیقه باشد. سعی کنید، هر روز این اقدامک‌ها را انجام دهید. مثلا اگر قدرت بدنی پایینی دارید، روزانه یک دقیقه بدوید یا ده عدد شنا بروید. برای خوشنویس شدن یک دقیقه تمرین کنید. این اقدامک‌ها در درازمدت باعث تفاوت قابل توجه شما با افراد عادی می‌شوند و می‌توانید روی آنها حساب باز کنید.

کنترل افکار منفی

در مجموع وقتی با فرد ناامید مواجه می‌شویم و در دلش را باز می‌کنیم، با ذهنی مواجه می‌شویم که از فکرهای منفی پر شده است. به طور مثال «من نمی‌توانم»، «در حدی نیستم که بروم ادامه تحصیل بدهم»، «من را چه به درآمد بهتر»، «اگر نه گفتن چه کنم؟ چطور آنها را راضی کنم؟»، «خاک بر سر من که شانس ندارم» و… حالا تلاش کنید جلوی ذهن‌تان را بگیرید و سعی کنید به بدترین لحظه زندگی خود فکر نکنید! توانستید؟ هر فکر منفی در ذهن‌تان می‌آید، در برگه‌ای بنویسید و برای هر فکر منفی از خود بپرسید:خب این فکر چه دردی را دوا می‌کند؟ آیا نگرانی من را بیشتر می‌کند یا خیر؟ اگر پاسخ بله بود، آن را خط خطی کنید.

روش دوم برای کنترل افکار منفی، مدیتیشن یا درون‌کاوی است. بدانید که احساسات خوب و بد در ذهن ما ساخته می‌شوند و این ذهن ما است که چیزی را بزرگ می‌کند. با این تمرینات به ذهن‌مان می‌فهمانیم که طبق منطق فکر کند و این قدر این کار را تکرار می‌کنیم تا مجبور شود به آن عمل کند. مدیتیشن درواقع کمک می‌کند که کم کم کنترل افکار و احساسات‌تان را بدست بگیرید.

رسیدن به ارزش‌های زندگی

زندگی ارزش زیستن دارد

برای هر فرد، ارزش‌های زندگی می‌توانند متفاوت باشند اما تعدادی از ارزش‌های رایج و مشترک، عبارت‌اند از:

کمال

تلاش برای رسیدن به رتبه‌های عالی زندگی و همچنین کمک به دیگران برای رسیدن به آن.

تعادل

برقراری در رعایت کردن حد وسط در برخورد با خود و دیگران.

ارتباط

جمع کردن تمام حواس خود به هنگام صحبت کردن با دیگران و دوست داشتن برقراری رابطه با دیگران.

خلاقیت

نوآوری و تلاش برای کشف چیزهای جدید در کار و زندگی.

سخاوت

بخشش کار و سرمایه و زمان خود برای خدمت به دیگران (که البته این هم باید در حد متعادل انجام شود و نه افراطی).

رشد

 تلاش برای بهتر کردن زندگی خود و دیگران.

 هدف‌گذاری

هدف‌گذاری آنقدر مهم است که با قاطعیت می‌توانیم بگوییم افراد ناامید هدفی در زندگی ندارند و نیاز دارند که این ارزش را در زندگی خودشان به شدت تقویت کنند.

سخن پایانی

ناامیدی، احساسی است که در برخی شرایط در ما انسان‌ها ایجاد می‌شود. اگر در آن غرق شویم، آسیب می‌بینیم و ممکن است پیشرفت و رشدمان بسیار کند شود. به همین دلیل در این مقاله روش‌هایی را توضیح دادیم که با تمرین کردن آنها به شما کمک می‌کند که ناامیدی را کاهش دهید و دیدگاه جدید و درست‌تری درباره مشکلات و شکست‌ها داشته باشید.